السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث
1322
تعليقات نقض ( فارسى )
اوّل ص 13 نقلا از مقالهء صدر هاشمى ) گفته : « افراد خاندان خجندى در زمان سلاجقه اقتدار و اعتبار بىپايانى حاصل كردند ، و بر حسب سياست وقت گاهى از سلاجقه و زمانى از خلفاى بغداد طرفدارى مينمودند ، و سلاجقه كه مدّتى پايتختشان در اصفهان بود بناچار غالبا با ايشان برفق و مدارا رفتار مينموده ، و چون رياست بلدى و مذهبى بعهدهء اين خانواده بوده از آنان طرفدارى ميكردند ولى گاهى اين حمايت و طرفدارى بزيان آنان تمام ميشده چنان كه بندارى در تاريخ سلجوقيان مينويسد كه : وقتى بوزابه والى فارس بر محمّد و محمود پسران ملكشاه ياغى شد و باصفهان حمله كرد در رسيدن بنزديك شهر صدر الدين خجندى دروازهها را بر او باز نمود و شهر را بتصرّف او داد . در اين وقت والى اصفهان از جانب سلطان يعنى نجم الدين رشيد غياثى كه از دشمنان شافعيان و براى آزار ايشان پيوسته منتظر فرصت ميبود خواست از صدر الدين محمّد بن عبد اللطيف خجندى انتقام گيرد صدر الدين از قضيّه آگاه گرديد و از شهر بيرون رفت و بجمال الدين وزير موصل پناه برد ، ولى نجم الدين والى اصفهان به اين اندازه قناعت ننمود و عوام را تحريك كرد كه بمدرسهء خجنديان حمله كنند عوام نيز بدانجا حمله نمودند و مدرسه را غارت كرده كتابخانهء آن را سوختند و در اين واقعه پسران خجندى از شهر بيرون رفته پراكنده گرديدند » . و نيز در ص 17 گفته : « از وقايع زمان صدر الدين خجندى چنان كه سابقا هم اشاره كرديم طغيان بوزابه والى فارس است بر محمّد و محمود پسران ملكشاه و حملهء او بر اصفهان و گشاده شدن دروازههاى آن شهر بر روى او بامر صدر الدين خجندى . والى اصفهان نجم الدين رشيد غياثى چنان كه سابقا گفتيم بعلّت دشمنى با شافعيان چون فهميد كه صدر الدين خجندى را بجانب بوزابه ميلى است لشكرى باصفهان فرستاد تا باغيان را دفع كند صدر الدين محمّد خجندى از شهر خارج شد و با برادرش جمال الدين به طرف موصل رهسپار گشت دو برادر در موصل بجمال الدين